تبليغاتX
تاروت - شبیخون !
اینجا تاروت است... همان تاروت

تبرزين را با چالاکی برداشت، سريع و بی صدا به انباری نزديک شد، در انباری را به آرامی باز کرد و با شجاعت و استحکام ضربه خود را فرود آورد. لحظه ای بعد که دشمن توانسته بود از ضربه جان سالم بدر برد، گريخت و در سياهی شب ناپديد شد...

 اما او ناراحت نشد، زيرا تبرزينش يک دمپايی پلاستيکی بود و دشمنش يک سوسک و خودش پسر بچه شيطانی که فيلم هيجان انگيز پر زد و خوردی ديده بود....

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/11/18ساعت 11  توسط البرز الهامیان |